غم پائيز

مثل باد سرد پائیـــــز، غم لعنتی به من زد

حتی باغبون نفهميد که چه آفتی به من زد

رگ و ريشه هام سياه شد...

رو تنم جوونه خشـــــکيد

اما اين دل صبورم به غم زمونه خنديد

اگه زندگی عذابه...يه حبابی روی آبه

من به گريه هام می خندم....ميگم اين همش يه خوابه

آسمون تو مرگ عشقو توی ياخته هام نوشتی

اين يه غمنامه تلخه که تو سرتاپام نوشتی

من به لحظه شکستن....اگه نزديک اگه دورم

از ترهم تو دلگير که خودم سنگه صبورم...

/ 0 نظر / 10 بازدید