چه کنم؟

گر نمی دانی بدان غم در دل تنگم خانه کرده

کس نکرده با دلم کاری که غمه جانانه کرده

خود تو دانی و دل من کز تو غم شد حاصل من

گرچه در هر محفلی بی فتنه مرا ديوانه خواندی

گر نمی دانی بدان عشق تو مرا ديوانه کرده

....

کنون که اميدی به سينه ندارم بگو چه کنم؟

اگر دل خود را به او نسپارم....بگو چه کنم؟...بگو چــــــــــه کنم؟؟

/ 0 نظر / 16 بازدید