برای دلی که شکستن....

برای دل خودم....برای طوقی پر شکسته...

ميروم ز ديده نهان شوم!

ميروم که گريه در نهان کنم...

يا مرا جدائيه تو می کشد،

يا تو را دوباره مهربان کنم..

اين زمان، نشسته بی تو، با خدا

آنکه با تو بود و با خدا نبود!

می کند هوای گريه های تلخ،

آن که خنده از لبش جدا نبود..

بی تو من، کجا روم؟ کجا روم؟

هستی من از تو مانده يادگار

من به پای خود به دامت آمدم

من مگر زدست خود کنم فرار...

/ 0 نظر / 8 بازدید