........

می بینی...
چوب حراج به دلم زدم و به ارزونترین قیمت فروختم و رفت...
دیگه دلی نمونده..حسی نمونده...این نفسه چرا می یاد و میره؛ نمی دونم!
نمی دونم چرا همیشه اینقدر زود دیر میشه
تا به خودم اومدم دیدم اووووووووه این همه سال رو حباب بودم و حالیم نبود
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

/ 0 نظر / 29 بازدید